زیبا

متن‌های یون فوسه عموما کِش‌دارند و چندان با حرکت در قالبِ مرسوم زمان همگام نیستند. زمان برای یون فوسه، به نظر، مقوله‌ای ایستاست و به طور کلی، نباید انتظارِ هیجان در کارهای اون داشت.

در چند نمایشنامه‌ای که من از یون فوسه خوندم، چیزی که بیشتر از خط روایی قصه و یا داستانِ کار برام جذاب بوده، موقعیتی بی‌بدیله که نویسنده می‌سازه. چیزی شبیه به یک قاب عکس یا یک ایده‌ی کلی از وضعیت. این فرم، طبعا برای همه خوشایند نیست. خیلی وقت پیش، نقدی بر یکی از آثار فوسه خوندم که نوشته بود: بهتر بود بجای نمایشنامه‌نویسی، سراغِ نقاشی می‌رفت!

«زیبا» کاملا مطابق با فضاییه که بالا توصیف کردم. خبری از پویایی، حرکت و یا «اتفاق» در نمایش نیست و همه‌چیز در یک وضعیت ایستا جریان داره. اجرایی که این روزها از این نمایشنامه در سالن انتظامی در جریانه، به نظر من، به خوبی این فضا رو شناخته و درست در قالبِ مختصاتِ اون حرکت می‌کنه.

مهمترین چیزی که [بعد از نمایشنامه] در این اجرا من رو جذب کرد، تناسب خیره کننده‌ی المان‌های مختلف کار بود: بازی، طراحی صحنه، ریتم، موسیقی و البته کارگردانی. بخشی از دیگری بهتر یا ضعیف‌تر نبود و همه‌ی اجزا، در کمال فروتنی، به ایجادِ یک کُلِ واحد می‌پرداختند. قالب نمایش‌هایی که این‌روزها، خصوصا از گروه‌های کم‌سابقه‌تر می‌بینم، این ویژگی رو در خود ندارند و خواسته یا ناخواسته، رُکنی از کار مستقل از باقی کار می‌کنه.

چرا این نمایش رو پیشنهاد کردم؟

«زیبا» رو میشه با ۵۵ دقیقه طول اجرا، نمایشی کوتاه دونست. ۵۵ دقیقه‌ای که نه خسته‌کننده و نه خیلی سرگرم‌کننده. اساسا، زیبا نه بنای سرگرم‌ کردن مخاطب رو داره و نه می‌بایست که داشته باشه. اجرایی کامل، درخود متن و موجز که می‌تونه یک ساعتِ آرام رو به ارمغان بیاره. تجربه‌ی تماشای زیبا برای من خوشایند بود و تا ساعاتی بعد از تماشا، ریتمِ آرامش رو در خودم احساس می‌کردم.

Leave a reply:

Your email address will not be published.

Site Footer