تئاتر نام‌بُرده

تئاتر نامبرده

برای من تئاتر از دو-سه روز قبل از تماشای نمایش شروع میشه. عادت دارم که تبلیغات نمایش رو رصد کنم، اگر گفت‌وگو و تصویری از عوامل منتشر کار منتشر شد بخونم و فرایند زایش اثر رو از ابتدا دنبال کنم. به تجربه‌ی تماشای نمایش پیشین گروه دن‌کیشود یعنی متاستاز، می‌دونستم که علی اصغر دشتی، طراحی و کارگردان اثر، توان بالایی در طراحی چندبعدی آثارش داره و احتمال اینکه بتونم چیزهای بیشتری از آنچه روی صحنه خواهد رفت رو از لابه‌لای ماجراهای پیرامونش شکار کنم کم نیست.

تا دو-سه هفته قبل از اجرا، تصورم این بود با کاری تجربی و مستند مواجهم که احتمالا تعداد محدودی بازیگر درش ایفای نقش می‌کنند. تصوری که چند روز پیش از اجرا به هم خورد و با تیمی نسبتا بزرگ و کاملا حرفه‌ای مواجه شدم. هرچه فرم طراحی المان‌های گرافیکی اثر به کار قبل (و باقی آثار فرشاد فزونی) شبیه بود، به نظر می‌رسید که ماهیت اجرایی با آن‌چه پیش‌‌تر از دشتی دیده بودیم متفاوته و تجربه‌ی جدیدی در پیشه.

با نشستن روی صندلی و مواجهه با صحنه‌ی عریض و عمیق سالن سمندیان، با حجم زیادی از المان‌ها و اساس صحنه مواجه شدم که برای فهم ارتباط احتمالی بین این عناصر به زمان بیشتری تا اجرای نمایش نیاز بود. گرافیتی‌های روی دیوار، رفت‌وآمدهای محدود روی صحنه، وسایل متناقض که در جای‌جای صحنه قرار گرفته بودند، یک «عدم انسجام» رو در چینشی چشم‌نواز پیش روی تماشاگر قرار می‌داد. در همین فکر و خیال بودم که «روایت» اثر آغاز شد، از جایی و و به گونه‌ای که شاید انتظارش محال بود.

‌«نام برده» برای من به مثابه یک پازل ظاهر شد که با قطعاتی نامتوازن و گاها متضاد، در جای‌جای صحنه و لحظه به لحظه‌ی اجرا قرار گرفته بود و باید سعی می‌کردم خط پیوندی فرضی بین اون‌ها ایجاد کنم. فرایندی که تا چند ساعت بعد از تماشای نمایش هم ادامه داشت و من رو درگیر نگه داشت.

علی اصغر دشتی، طراح و کارگردان و بازیگر و رقاص این نمایش، جهانی خودبسنده و بی‌تفاوت نسبت به دنیای بیرون رو در صحنه خلق کرده. صحنه در اختیار تیم اجرایی و بنا به تعاریفی متکی به خود، ماهیت به دست آورده بود. خبری از قراردادهای مرسوم تئاتری، شیوه‌های متدوال پرداخت قصه و پرده‌های مکمل و خط روایی منسجم نیست. المان‌های متضاد، کثرت بازیگرها و قصه‌های با ربط و بی‌ربط، همگی در قالب یک هارمونی یکپارچه باعث می‌شد که دوساعت مثل برق و باد بگذره و تو نفهمی که در این مدت، نظاره‌گر گزاره‌هایی از ذهن طراح اثر بودی. به زعم من، کارگردان، تلاشی برای خوشنودی تماشاگر به خرج نداده بود که البته این -عدم توجه به خوشایند تماشاگر- از نظر من اتفاق مبارکیه! 

نام‌برده، قصه‌ی واقعی/وهم‌گونه‌ی کارگردان اثر از یک تجربه‌ی واقعی‌ست که رگه‌های توسعه در خیال رو هم می‌شد در اون دید. خط میان واقعیت و خیال، زندگی و رویا و قصه و تجربه در اثر محو بود و البت، دلیلی هم برای تمیز دادن اون‌ها به مخاطب نمی‌داد. تجربه‌ی تماشای این تئاتر، ورای شنیدن یک قصه‌ی جذابه و به مخاطب این امکان رو میده که قصه‌ی خودش رو در نمایش پیدا کنه و حتی، روایت دلخواهش رو بسازه.

چرا این تئاتر رو پیشنهاد کردم؟

شانس اینکه بتونی در ایران تئاتری رو ببینی که تکرار مکررات نباشه، و حرف تازه‌ای برای گفتن داشته باشه بسیار کمه. نامبرده، تئاترِ بی تکلفی هست که به شما بریده‌هایی از زندگی رو با انگاره‌های شخصی نشون میده و نشون میده که چطور رویدادهای ساده می‌تونه به مکاشفات بزرگ‌تری منتج بشه. ساختار اجرایی ناب، بازی‌های چشم‌گیر و پیشرفت سریع نمایش، اجازه نمیده که حتی برای لحظه‌ای بتونید چشم از ماجراهای صحنه بر دارید. هرگوشه از صحنه، تئاتری در جریانه و حق انتخاب برای دنبال کردن یک روند بین این روندها به عهده‌ی تماشاگره. اگر مخاطب مستمر تئاتر نباشید، شاید سبک و سیاق اجرا -در قیاس با آثاری که پیش‌تر تماشا کردید- براتون نامتعارف باشه و کمی سخت‌تر بتونید با نمایش ارتباط برقرار کنید. اما، این سختی ارزشمنده و کمک می‌کنه درک تازه‌ای از تئاتر به دست بیارید.


نام‌برده تا تاریخ ۲۰ آبان در تالار استاد سمندریان مجموعه‌ی ایرانشهر اجرا میشه و قیمت بلیت این نمایش از ۳۵.۰۰۰ تا ۵۰.۰۰۰ تومان هست. برای تهیه بلیت به سایت تیوال مراجعه کنید.

Leave a reply:

Your email address will not be published.

Site Footer