سیر عشق

سیر عشق

آلن دوباتن نویسنده‌ی محبوب منه و بدون حتی یک استثناء از همه‌ی آثارش بهره و لذت بردم. سیر عشق رو میشه به نوعی، ادامه‌ی اولین کتاب دوباتن یعنی «جستارهایی در باب عشق» دونست. داستانی که چیزی بیشتر از قصه به مخاطب میده.

«عشق» احتمالا پیچیده‌ترین و غیرقابل توصیف‌ترین مفهومیه که بشر باهاش مواجهه. کتب و آثار زیادی سعی بر تفسیر و تعریفش داشتند که به نظر من، عمدتا چندان موفق نبودند. به نظر می‌رسه برداشت و شناخت هرکس از این ماجرا و مفهوم، وابستگی زیادی به «فردیت»ش داره و چندان میسر نیست که توصیف و قاعده‌ی مشخص و جهان‌شمولی بر اون تعریف کرد.

به نظر من دوباتن در کتاب قبلی‌ش در این موضوع، جستارهایی در باب عشق، تلاش مختصری در جهتِ توصیفِ عشق داشت و می‌خواست از دلِ یک روایتِ داستان‌گونه (و به زعم من تا حدود زیادی شخصی‌سازی شده) به تعریف این مفهوم بپردازه. نتیجه‌ی کار جذاب شد و می‌تونه به خواننده، درکِ بهتری از وجوه عشق اعطا کنه.

جستارهایی در باب عشق، عینا محتوایی هم‌سو با عنوان کتاب داره: نویسنده، نکاتی رو به شکلی نامنسجم و غیرخطی در باب عشق مطرح می‌کنه و بیشتر از اینکه چیزی رو به مخاطب دیکته کنه، اون رو به سمت تفکر می‌بره. چیزی که شاید در اون اثر موجب نارسانی محتوا می‌شد، عدم پیوستگی بود که در «سیر عشق» جبران شد.

من جایی ندیده و نخوندم که دوباتن گفته باشه لازم تقدم و تاخری در خواندن این دو اثر رعایت بشه. هرچند این دوکتاب ماهیتی نسبتا مستقل از هم دارند و فاصله‌ای حدودا ۱۰ ساله بین انتشارشون هست، اما من معتقدم که بهتره جستارها، پیش از سیر عشق خونده بشه. چرا؟

اول اینکه، کمک می‌کنه جهان‌بینی نویسنده رو بهتر درک کنیم. رویکرد دوباتن به عشق (و به طور کلی‌تر، همه‌چیز!) چندوجهیه و عموما پارامترهای مختلفی رو در بازشناسی و تحلیل درگیر می‌کنه. از فلسلفه و عرفان، تا هنر و صنعت و معماری! فلذا، درکِ بهتر آثار دوباتن با درکِ بهتر از شخصیتش میسر خواهد بود.

دوم دلیل اینکه، من معتقدم که دوباتن در «سیر عشق» به تکمیل برخی از خوانش‌های پیشین خودش در پاره‌ای موضوعات پرداخته، یا شاید به نوعی دگردیسی رسیده که ماحصل رو میشه در کتاب تازه‌تر جُست. دوباتنِ مُسِن‌تر، خط و نشان‌های کمتری می‌کشه، تسامح بیشتری داره و اساسا (به نظر من) درامِ کمتری رو طالبه. جستارهایی درباب عشق رو میشه رمانی دراماتیک دانست و سیر عشق رو، رمانی منطقی و لاجیک. هرچند نویسنده در هر دو اثر، مشخصا سعی داشته که توازن بین این دو جنبه رو حفظ کنه.

چرا این کتاب را پیشنهاد کردم؟

سیر عشق من رو یاد آثار یالوم خصوصا «وقتی نیچه گریست» انداخت. سیر عشق، من رو در جریانِ یک زندگی خصوصی با جزئیاتی مگو قرار داد و در بخش‌هایی، احساس همذات‌پنداری رو در من ایجاد و در ادامه، توضیحی دقیق‌تر از پیدایشِ اون احساس هم ارائه کرد. مشخصا سیر عشق می‌تونه تصویری نمادین از یک رابطه‌ی عاشقانه در بستر ازدواج (و یا حتی خارج از اون) در اختیار شما قرار بده. اگر تجربه‌ش رو ندارید، کمک می‌کنه درکی حدودی از اتفاقاتی که در انتظارتونه پیدا کنه و اگر همینک درگیر یک مناسب عاشقانه هستید، موجب میشه تلنگرهایی دریافت کنید.

به نظر من دوباتن در بخش‌هایی از کتاب و در لفافه، پیشنهاداتی رو مطرح می‌کنه که ممکنه در مواجهه‌ی اول، چندان با اون‌ها موافق نباشید. این امکان وجود داره که بخشی از تحلیل‌های دوباتن با اعتقادات‌تون همسو نباشه و نتونید درکش کنید. شما تنها نیستید و من هم در همین موقعیت بودم. من سعی نکردم که موافق یا مخالف کل یا بخش‌هایی از پیشنهادات دوباتن باشن، بیشتر تلاش کردم که «شیوه‌ی نگاه کردن» دوباتن رو بفهمم تا بتونم روش شخصی خودم رو ابداع کنم. شاید!

Leave a reply:

Your email address will not be published.

Site Footer